1 قصهی ناشناس از آدمهایی که تجربهشان را دربارهی «کودکی» نوشتهاند. روی هر قصه بزن تا بخوانی و بشنوی.
گل آفتابگردونمون آب میخواست و ما دستمون بند بود. آب میخواست، ما اونجا نبودیم، ندیدیم، نرسیدیم. گل آفتابگردونمون پژمرد و ما توجه نکردیم. خشکید و بهش …